می نشینی پشت میز اما حواست پیش 1؟
خیره ای در چشم من اما نگاهت پیش کیست؟
طعم قهوه می بَرد ما را به دریای خیال
من که در فکر تو اَم اما تو فکرت پیش کیست؟
یادگارت را گرفتی تا فراموشت کنم اما دریغ
بر دلم جا مانده میخش، قاب عکست پیش کیست؟
بعد تو من هرچه گشتم دفترم پیدا نشد
شعرهایی را که می گفتم برایت پیش کیست؟
جان من بسته به جان شیشه ی عطرت هنوز
جان من ته مانده ی عطر لباست پیش کیست؟
رفتی و من یخ زدم در این زمستان سکوت
رفتی و حالا بگو هُرم صدایت پیش کیست؟
رفتی و من ماندم اینجا تا نگوید دشمنت
او که دعوی داشت هستم در کنارت پیش کیست؟

پی نوشت 1: وزن عروضی رعایت نشده
پی نوشت 2: امیدوارم دوست داشته باشید
پی نوشت 3: ...
پی نوشت 4: خودم رو وادار کردم به نوشتن، پس عجیب نیست که خوب نباشه...
پی نوشت 5: احتمالاً بعدتر جاهایی اصلاح بشه یا تغییر کنه
♥ یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 9:3 توسط: علی
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی