باز هم یک سال دیگر گذشت و باید باز هم بنویسم...
نمیدانم حالا به اندازه سالی درد ندانستن برایت کم شد یا درد دانستن بیش...
نه رفیق!
بهتر است ساده باشد...
آری...
ساده می نویسم...
خوشحالم یک سال به عمر 1مان اضافه شد...
از صمیم قلبم خوشحالم...
ساده و صمیمی...

پی نوشت 1: به قول خودت، روی همه رفقا را سفید کردیم... خوشحالم...
پی نوشت 2: بگذار اعتراف کنم، با تمام ادعایم هیچ وقت رفیق خوبی نبوده ام... هرگز و برای هیچ کس... راستش را بخواهی اصلا رفاقت بلد نبودم و نیستم....
پی نوشت 3: ...
♥ یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 0:1 توسط: علی
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی