خرید بک لینک

اینقدر نوشتم و پاک کردم،

اینقدر دست و دلم به نوشتن نرفت،

اینقدر حرف نزدم تا...

... تا بالاخره چشمام شروع کرد به فریاد زدن...

آره ...

آخرش همه حرفهام شد اشک...

پی نوشت: پر از بغضم ولی شرایط خالی کردنش فراهم نیست...


برچسبها: رفیق, ولاشان, ولاشون, علی سعیدی, درد دل

برچسب: نویسنده: پندار بهرامی تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 22:00

صفحه بندی