پایــیز دوباره می رســــــــــد باز
باد از سر شاخه می زنــد سـاز
پوشانــده دوباره جامـــه ای زرد
بر جـــان زمیـــن و مـی شود ناز
می افتد و می خورد زمین بـرگ
از شــوق یکی دو لحظه پــــرواز
بلبـل که نداشـــــت تاب دیـــدن
کوچیــــــد و نخوانــــد، دیـگر آواز
او رفــت و انار خون به دل شـــد
بیــــــن خودمــان بمانـــد این راز
بـــــاران زده تا بخوانـــد این بــار
یک نغــــــــمه به جـای آن پریناز

پی نوشت 1: وزن این شعر مفعولُ مفاعلن فعولن است.
پی نوشت 2: 1تون قشنگ باشه...
برچسب:
نویسنده: پندار بهرامی